| فریدون زندی |
فری زندی
|
درباره وبلاگ
![]()
این وبلاگ در باره ی فریدون زندی یکی از فوتبالیستان محبوب ایران هستش.خوشحال میشم انتقادات و پیشنهاد ها تون رو تو قسمت نظرات برام بنویسید!
ممنون از این که به وبلاگ من سر زدید ....بای:x پیوندها
ZhamaK e gOlaM
Melina aziZam khoDam! WebLog e Dge maN daR baReye Britney Spears WebLoge Dge maN daR barEy e Avril Lavigne ParniAn jOoOn! pArnIan E gOlam:X SetaRe JoOoOoOoWn!Ye dOose meYrabOon aKha HesaM:P :: قالب ساز :: طراح قالب
|
سلام دوستای گلم خوبید؟!این پست در باره ی فری نیست میخواستم ازتون کمک بگیرم.. به نظر شما کدوم یکی از این چرخ ها ی اسکیت قشنگ تره؟!؟!
نمی دونم چی باید بگم....متاسفم واسه خودم و همه ی ایرانی ها ... که باعث شدن فریدون جایگا ه واقعی خودشو از دست بده... فریدون رفته تو یکی از تیم های قبرس ........
حق فریدون این نبود.... چرا؟!؟!؟! یک ایرانی واقعی وقتی ازش دعوت میکنن تو تیم المان بازی کنه ایران رو انتخاب میکنه چون دلش میخواد برای کشور خودش افتخار کسب کنه دلش میخواد اسمش رو کنار نام ایران بیارن و پیروزی خودش رو پیروزی کل ایران می دونه . با ازای این یک نفر هزار نفر هستند که خودشون رو به اب و اتیش می زنند تا از ایران خارج شن!!از این هزار نفر ۱۰ نفرشون خوب زندگی می کنند و دو نفرشون موفقیت ها ی جهانی کسب میکنند(به نفع همون کشور به نفع همون کشور و اخر سر هم به اسم همون کشور!!!!!!!)بعد تو اخبار می بینی میگن: فلان دانشمند یا ورزشکار ایرانی برای فلا تیم ورزشی یا سازمان علمی خارجی موفقیت کسب کرده و میذارنشون رو تخم چشماشون! الان کمتر جوون المپیادی رو می بینی که بعد از کسب رتبه به خاج نمیرن ولی همین مغز ها ی فراری اگر یک کار کوچیک تو خارج از کشور بکنن کلی تحویلشون می گیرن بعد هم میگن فلان جوون ایرانی....! حالا می رسیم به اونایی که از ۳ سالگی با عشق تو کشور دیگری تلاش می کنند و با فرهنگ و اداب و رسوم ان کشور بزرگ می شوند ولی هر موفقیتی که کسب می کنند برای کشور اصلی خودشون کسب می کنند و قلبشون برای کشور اصلی شون میزنه.بله ! درست حدس زدید ! منظور ما هم فریدون زندیه!یادتونه زمانی که قرار بود برای اولین بار به ایران بیاد همه ی مردم چقدر خوشحال بودند و هر دفعه که می خواست بیاد با گل و کادو و حتی بعضی ها با گردنبند طلا به استقبالش می رفتند . اره!!!!! تعجب نکنید ! همین شما ها بودید که به دیدنش می رفتید و ارزوی یک لحظه دیدنشو داشتید .اما حالا که دیگه به تیم ملی دعوت نمی شه هیچ کی دوسش نداره چرا؟!؟!؟ چون بین سرزمین پدریش و سرزمین مادریش سر زمین پدریش رو انتخاب کرد؟!؟! چون کشور ما یعنی ایران رو انتخاب کرد؟! چون تیم ملی ما رو انتخاب کرد؟!؟! چون ایران و ایرانی بودن رو انتخاب کرد؟!؟!؟!؟!؟ چرا............!؟!؟!
سلاااااااااام!خوبین؟!کلی دلم واستون تنگ شده بود ! راستش تو این چند ماه در گیره اسکیت بودم ! خدارو شکر حل شد و من عضو تیم ملی شدم
دوستای گلم حالم خوب نیست ...
مرسی ژامک جونم.... حالا چند تا عکس که خودم از فری گرفتم: دفعه ی بعد عکسای دیگرو میذارم ... سلام دوستان گلم: خوبید؟ببخشید خیلی وقت بود مطلب نذاشته بودم امتحانا شروع شده خودتون هم که میدونید یه کمی سخت شده.همونطور که دیدید ایران با کرواسی 2-2 مساوی کرد.خیلی عالی بود!واقعا از روزنامه ها انتظار نمی رفت که فردای بازی با کرواسی اونطوری از برانکو و دروازه بانمون بد بگن مثلا این تیتر(هدیه ی میرزاپور به کروات ها)!(برانکو نتوانست کرواتی ها را ببرد!)بچه ها همین کرواسی که دیدید تیم سوم جهانه!کم چیزی نیست! arzhantinرو 5-1 برده!ببینید روز نامه ها به جای تشکر از اقای برانکو چی نوشتن!عیب مردم ما اینه که فکر میکنن همیشه و هر جا باید اول باشن و این اثلا درست نیست.درسته اقای برانکو اشتباه زیاد میکنه مثلا قرار دادنه اقای دایی و اقای نصرتی در زمین ولی ما باید گذشتمون رو هم به یاد بیاریم.همین اقای برانکو باعث شد که ما به جام جهانی بریم...بچه ها ما باید از اقای برانکو تشکر کنیم نه اینکه همش ازش بد بگیم..... فریدون هم در بازی با کرواسی خوب بود فقط خوب بود حق هم داشت که فقط خوب باشه چون اصلا بهش پاس نمیدادن!مصدومیت فری هم دروغه فری به این بهانه رفت المان که بتونه راحت تر تمرین کنه حالش هم خدا رو شکر خوبه خوبه و به جام جهانی هم میرسه... و حالا بازیه ایران و بوسینی: اول با اشتباه اقای نصرتی یه توپ وارده دروازمون شد و بعد با اشتباه اقای گل محمدی که تعادلشون رو از دست دادن و افتادند و فقط نشستند و بازی رو تماشا کردند و ایران2 گل در نیمه ی اول خورد.بوسینی ها اینقدر به خودشون مغرور شدند که فکر کردند بازی رو بردند اما نه...نمیدونستند با چه تیمی رو به رو هستند نه اینکه در نیمه ی اول 2 گل از ایران خوردند بلکه در لحظات پایانی نیمه ی اول 1 گل دیگه خوردند و تیم ما نیمه ی اول رو با باخت یا مساوی ترک نکرد.نیمه ی دوم ایران با فاصله ی 2 دقیقه فقط 2 دقیقه 2 گل به بوسینی ها زد ! حرکت یکی از بازیکن های بوسینی خیلی بد بود!هل دادن اندرانیک خوب بیچاره ها چیکار میتونستند کنن!کاری جز دعوا کردن نداشتند دیگه !ناسلامتی تیمشون باخته بود!افرین به تیموریان که سریع از کناره بازیکنه بیفرهنگه بوسینی ها رد شد و نذاشت که دعوا راه بیفته..در اخرین لحظات نزدیک بود گل ششم هم بزنیم اما نشد!زاویش روبه روی در وازه یک دفعه یی زیاد شد.به هر حال مهم نیست ما میخواستیم مشکل های تیممون رو بفهمیم که فهمیدیم و به بوسینی ها فهموندیم که اگه بخوایم اونارو ببریم میتونیم!!همونطور که دیدید زمانی که اقای دایی از بازی بیرون رفتند سرعت تیم زیاد شد...نه ...نه..!اصلا فکر نکنید که من میخوام از اقای دایی بد بگم اقای دایی هم زحمات بسیاری برای تیم ملیمون کشیدند که جا داره ازشون تشکر کنم اما خوب دیگه سنشون از بازی کردن تو تیم ملی گذشته .امیدوارم برای جام جهانی بتونن امادگی لازم رو به دست بیارن. بچه هاااااااا!کلیپ تیم ملی رو دیدین؟!اولش من گفتم چقدر ضایعس!اما وقتی به معناش پی بردم دیدم چقدر قشنگه!میدونید...با نشون دادنه تخت جمشید و گفتن کلمه ی ((اهورا مزدا))به همه ی کشور ها نشون دادن که اونا اول هیچی نبودن ! اونا اول همشون جزو کشور ایران بودن ما با این کلیپ نشئن دادیم که ایران قبلا چه عظمتی داشته...اما خوب!..ولش کنید نگم بهتره!!!!و نشون دادن بچه هایی که تو زمین خاکی بازی میکردن به همه نشون دادند که ایران چطوری پیشرفت کرده و الان به کجا رسیده.! واقعا افرین به این سلیقه! ایران من!!عالیههههههههه!واقعا عالیه!امیدوارم سر باز های تیممون مخصوصن فری نشون بدن که لیاقت این همه تشویق رو داشتن. همینا دیگه!خیلی حرف زدم!خوشحال میشم شما ها هم نظرتون رو بگید میخوام بدونم نظرتون در باره ی حرف های من چیه؟! دووووووووووووووووووووووووووووووووووووستون دارم خیلی زیاد دوستای گلم فعلا بای!
اینم اهنگ ها ی جام جهانی:
ZenDegi BE sHarTE KHanDE ==>DOWNLOAD ShaRhrzAD -Iran ==>DOWNLOAD () dJ ShErvIn- Iran ==> DOWNLAOD () ArAsh - Iran Iran ==>DOWNLOAD JuNiOr 5 -Teame Ma Irane==>DOWNLOAD (LInK TAShIH SHOd) AlIreZa Asar -Iran ==>DOWNLOAD () AMir TaJiK-Iran E mA ==>DOWNLOAD ) Dj NeGar Ft ArmIN-jame jahani==>DOWNLOAD () ARiAn-eY javidan iran ==>DOWNLOAD
فوتبال
فوتبال يکي از پرطرفدارترين و متداول ترين بازيهاي تيمي جهان است. فوتبال در بسياري از کشورهاي آمريکاي جنوبي و اروپا ورزش ملي به شمار مي آيد.فوتبال در زميني بازي مي شود که طول آن بين 91/4 تا 119 متر ( 100 تا 130 يارد ) است . در هر طرف زمين دروازه اي نصب شده که ارتفاع آن 2/4 متر ( 8 پا ) و فاصله بين دو تير آن 7/3 متر ( 24 پا ) است. هر تيم ده بازيکن و يک دروازه بان دارد. فقط دروازه بان مي تواند به توپ دست بزند آنهم فقط در محوطه اي به ابعاد 40 در 16 متر در اطراف دروازه که به محوطه 18 قدم معروف است . بازي را داور اداره مي کند. تصميمات داور در تعبير و اجراي مقررات قطعي است. تاريخچه توپ فوتبال عده اي معتقدند که در دوران اوليه زندگي بشري انسان با قلوه سنگها فوتبال بازي مي کرد! اين تصور چندان عجيب نيست چون جنس برخي از توپهاي اوليه از سنگ بود! تاريخچهء پيدايش توپ نشان مي دهد که در زمانهاي قديم سنگ مدوري را به جاي توپ امروزي به کار مي بردند. اگر چه با اين سنگ غلطان خو مي شد توپ بازي کرد ولي بسيار خطرناک بود و به اصطلاح سر مي شکست! بعدها به جاي سنگ از چيزهايي مانند استخوان مدور و چوب سوخته ساييده شده استفاده مي کردند. قدم مهم بعدي اختراع توپ نرمي بود که با بهم بستن الياف و يا مواد ديگري مانند علف , ني و حتي برگ درختان به وجود آمد. در افريقا و آمريکاي جنوبي از کائو چو توپ ساخته شد . در معابد مصر توپهائي بدست آمد که از پوست حيوانات ساخته شده بود و داخل آنرا با يونجه پر کرده بودند . ولي توپ به صورتي که امروزه مشاهده مي شود و از اختراعات قرن اخير است. فوتبال در تمدنهای کهن هر گز هيچ ورزشي با اين سرعت شيوع پيدا نکرده است ... و هرگز هيچ بازي ديگري نتوانسته است انبوه مردم را تا اين حد شيفته خود کند ... چه فوتبال در عرض چند سال در سر تا سر دنيا براي خودش برتري و سيادتي پيدا کرده است که در تاريخ ورزش جهان بي سابقه است. توپ بازي از اختراعات قرون اخير نيست. در واقع گذشته از آنکه در تمدنهاي کهن از اين بازي خبر داشتند, چيني هاي ادوار گذشته حتي اقوام و ملل اوليه نيز توپ بازي را مي شناختند. فوتبال چينی دوهزارو پانصد سال پيش از ميلاد مسيح فوتبال در چين عزت و حرمتي داشته است و مخصوصا در محافل نظامي آن سرزمين يکي از بهترين ورزشها براي تقويت عضله ها شمرده مي شده است. قرنها پيش در سرزمين پهناور چين امپراطوري حکومت مي کرد به نام هوانک متين که بيش از هرچيز به سلامت و نيروي جسماني سپاهيان خود اهميت مي داد و بر اساس همين فکر بازي تسوه کوه را ابداع کرد. اين بازي يکنوع بازي دسته جمعي بود که در زمين مسطح و وسيعي انجام مي گرفت, بازيکنان به دو دسته تقسيم مي شدند و توپي را که از هشت تکه چرم بهم دوخته شده و ميانش را با پر يا چرم پر کرده بودند مورد استفاده قرار مي دادند و هر دسته تلاش مي کردند که آن را از خط مرکزي دسته ديگر بگذرانند. عده اي نيز معتقدند که اين بازي پدر فوتبال امروزي است. بهرحال در آن هنگام بازي تسوه کوه فقط به سپاهان اختصاص داشت و مردم عادي از اين بازي محروم بودند. در قرن ششم ميلادي اين بازي از چين به ژاپن راه يافت و تنشي تنو وليعهد ژاپن علاقهء آتشيني به آن پيدا کرد ... و هنوز چندان زماني نگذشته بود که به عنوان کماري بازي دلخواه خانواده هاي بزرگ و اعيان و اشراف آن کشور شد. و هنوز هم که هنوز است دو باشگاه در آن کشور اين بازي را به همان نام قديم خود کماري حفظ کرده اند ... با اين تفاوت که بازي کماري تنها در جريان بعضي از جشنها که رنگ مذهبي دارد و مراسم آن در جوار معبد ها برگزار مي شود صورت گيرد ... کماره در واقع به آئين مذهبي ارتباط دارد . توپ که از پشم و پيله حيوانات پر شده است بدست کشيش معبد مجاور به ميان زمين بازي آورده مي شود و بازيکنان لباسهاي پر شکوهي که يادگار ايام گذشته است به تن مي کنند.و طبق قاعده بازي توپ بايد مدت بيست دقيقه در هوا بماند و هرگز به روي زمين نيفتد ... چنين بازيهايي در هند و اندونزي هم رواج دارد. خورشيد بازی در مصر در مورد فوتبال و چگونگي پيدايش آن بحث و جدل زياد است. محققي نوشته است : در افسانه هاي اساطيري مصر قديم آمده است که مصريان به وجود رب النوع روشنايي اعتقاد داشتند و تصور مي کردند که خداي روشنايي در کهکشان زندگي مي کند و کاري که بعهده ي اوست اين است که نيمه شب به سراغ کره خورشيد برود و آن را طوري در پهنهء آسمان بغلطاند که در مدتي معين که همان روز است نور آن همه زمين را روشن کند ... چون در روي زمين يک حشره که همان سوسک سرگين خوار است همين کار را منتها با گوله اي سرگين از اوايل صبح تا هنگام غروب انجام مي دهد به نظر مصريان اين سوسک که در مصر قديم معروف به اسکارا بوش بود مظهر خداي روشنايي بود و خود سوسک و فرعون نيز براي تجليل از اسکارابوش ترتيب نوعي بازي را داده بود که وسيله آن بازي يک گوي بزرگ بود و بازيکنان که دو دسته بودند يکدسته سعي داشتند اين گوي بزرگ را به خانه اش برسانند و دسته ديگر که روح خبيثه بودند سعي در جلوگيري از اين کار را داشتند . اين بازي سخت مورد توجه مصريان قديم بود و به آن خورشيد بازي مي گفتند . آن خورشيد بازي بعدها به اروپا نيز رخنه کرد و بيش از همه جا در فرانسه گل کرد به طوري که ژودو تسوليل يعني بازي خورشيد و يا خورشيد بازي در قرن سيزدهم و چهاردم ميلادي در فرانسه رواج داشت .... فوتبال در يونان قديم يک محقق آمريکايي به نام آبراهام لوشفر يونان قديم را مهد اوليه ي فوتبال مي داند و در رساله اي که به همين منظور نوشته آورده است که اسپارتي ها مبتکر اصلي فوتبال امروزي هستند و بازي با توپ به وسيله ي پا جزو تعليمات نظامي هر اسپارتي بود. همه مردان اسپارتي از بدو تولد سرباز دولت بودند و اين سربازي تا آخر عمرشان ادامه داشت. يک پسر اسپارتي تا دو سالگي نزد مادرش مي ماند تا با شير او تغذيه کند و براي اين دو سال نيز مادر او پول شير از دولت مي گرفت. از دو سالگي به پرورشگاههاي مخصوص مي رفت و از 7 سالگي وارد مدرسه نظامي مي شد. تا با فنون جنگي آشنا شود و يکي از اين فنون توپ بازي بود ... توپي که بايد وارد دروازه مي شد منتها دروازه ي فوتبال اسپارتي ها فقط يکي بود و بازيکنان نيز فقط يک تيم بودند! و مي بايست توپ را هر طوري شده وارد دروازه کنند و به هر کاري مجاز بودند,دويدن,پريدن,کشتي گرفتن,توپ را با دست پرتاب کردن,توپ را گرفتن و دويدن! اين بازي را که بعدها از اسپارت به همه جاي يونان سرايت کرد اسفروماجيا مي گفتند که معني آن به يوناني نبرد به خاطر توپ است و جالب اينکه افلاطون فيلسوف و حکيم بزرگ يوناني نيز اين بازي را دوست داشت و آن را بازي ميکرد.وي در يکي از رسالاتش نوشته بود که اسفروماجيا مفيدترين تعليمات نظامي است و تعليمات نظامي نيز براي هر مرد يوناني واجب ترين واجبات است. فوتبال در قرون وسطی هنوز اين نکته روشن نشده است که اصول و قواعد فوتبال در قرون وسطي و در اوايل قرون جديد چه بوده است ... نخستين ذکري که از اين بازي به ميان مي آيد مربوط به سال 1349 ميلادي است و آن زماني است که ادوارد سوم از خدمهء پادشاهي خواستار مي شود که از اين سرگرمي بيهوده که مانع تمرين تير اندازي با کمان مي شود دست بردارند . و محتمل است که منظور سلف او (ادوارد دوم) نيز در مقام منع توپ بازي يا به زبان ديگر منع استفاده از توپهاي پر سر و صدا اشاره به همين بازي فوتبال بوده باشد... شارل دوکانژ که از سال 1610 تا 1668 مي زيسته است در کتاب خود از توپ درشتي ياد مي کند که در (پيکاردي) با آن بازي مي کرده اند و براي بازي کردن با آن از پاها استفاده مي کرده اند .... اين نکته نشان مي دهد که مردم در آن زمان از بازي فوتبال خبر داشته اند و چه در اين سوي درياي مانش و چه در آن سوي درياي مانش از سالها پيش به اين بازي مي پرداخته اند . طبق اشاره هايي که در اسناد بدست آمده وجود دارد مي توان خيال کرد که ابتدا توپ را به هوا پرتاب مي کرده اند و آن وقت بازيگران يا رقبايي که حضور داشته اند جد و جهد مي کرده اند تا توپ را به تصرف بياورند و به زمين خودشان ببرند نه اينکه خواسته باشند آن را به داخل زمين حريف ببرند. مسابقه ها اغلب در ميان دهکده هايي نزديک صورت مي گرفته و اغلب در جريان مسابقه هم زد و خوردهايي روي مي داده است و به همين سبب هم منتقداني درباره ي آن گفته اند: ورزشي را که اين همه بي فايده است و در خلال آن لگدهايي به زانو مي خورد و استخوانهايي مي شکند ورزش تندرستي نمي توان نام داد ... سپس ورزشي که در زمان گذشته اينهمه عامه پسند و محبوب بود ناگهان وجهه خود را نزد دوستدارانش از دست داد ... تا آنجايي که محققي در سال 1801 نوشت: فوتبال که در زمان گذشته اينهمه محبوب بود امروز ديگر از آنهمه شيفتگي و ستايش برخوردار نيست و روز به روز از رونقش کاسته مي شود. فوتبال در دورهء رونسانس اما در ايتالياي دوره ي رونسانس وضع چنين نبود و حتي بسيار مانده بود که چنين پيش بيايد. (آنتونيو اسکائينو) نخستين کسي است که کتابي به عنوان (کتاب توپ بازي) در سال 1555 انتشار داد .... اين کتاب که عموما از بازيهاي توپ حرف مي زند از فوتبال هم سخن به ميان مي آورد و مجموعه قواعد آن را هم بيان مي کند.مختصري از اين قواعد بقرار زير است: توپي که بکار برده مي شد پر از باد بود و حداکثر 10 اونس وزن داشت. طول زمين بازي چندان بود که انسان هر چه نيرومند مي بود نمي توانست سنگي را از اين سر به آن سر زمين بيندازد. بعکس عرض زمين معادل نصف طول آن بود .... خود بازي هم تا اندازه اي به رگبي امروز شباهت داشت. تعداد بازيکنان نيز از 20 تا 40 نفر متغير بود. در اين سر و آن سر زمين تيري جاي داده ميشد....هر گروهي لباس متفاوت داشت ... براي آنکه بازي آغاز بشود توپ را به وسط زمين مي آوردند و براي شروع بازي قرعه کشي مي کردند . هر يک از دسته ها براي خودش کاپيتان داشت ... و ترتيب و آرايش دسته ها محسوسا مثل امروز بود. پيدايش جام جهانی فوتبال در اواخر قرن نوزده در همه اروپا بازي ميشد و هر جا هم قوانين و مقررات خاصي داشت تا اينکه در سال 1863 انجمني به نام انجمن فوتبال در انگليس تشکيل شد و اولين قوانين فوتبال وضع شد و به دنبال آن در سال 1870 در انگلستان تعداد بازيکنان هر تيم مشخص گرديد . در سال 1904 (فدراسيون جهاني فوتبال) تاسيس شد, دو سال بعد از اين تاريخ (انجمن فوتبال) انگليس نيز به اين فدراسيون پيوست ولي پس از جنگ جهاني اول به خاطر بخاطر اينکه نميخواست با دشمنان پيشين خود مثل آلمان ,اتريش و مجارستان همکاري داشته باشد خود را از فدراسيون جهاني فوتبال کنار کشيد ولي مجددا در سال 1924 به آن ملحق شد. جام جهاني شايد مهمترين واقعه در تاريخ فوتبال باشد که از سال 1930 در (مونته ويدئو)اروگوئه براي اولين بار مسابقات جهاني فوتبال آغاز شد . جام جهاني نخست به نام مبتکر و باني فرانسوي آن (جام ژول ريمه) ناميده شد. اين مسابقات هر چهار سال يکبار صورت مي گيرد. دو دوره ای که مسابقات انجام نشد بازيهاي فوتبال جام جهاني از سال 1930 ميلادي شروع شده و با احتساب هر 4 سال يکبار مي بايست در طول اين 76 سال 20 دوره بازي انجام شده باشد اما دوره فعلي دوره هجدهم بازيهاست. پس دو دوره ديگر چه شده است؟ اين دو دوره مي بايست در سالهاي 1942 و 1946 انجام ميشد که در سال 1942 چون جنگ بين الملل دوم در جريان بود و دنيا در آتش و خون دست و پا مي زد طبعا هيچکس حال و حوصله مسابقه فوتبال نداشت و در 1946 نيز چون تازه جنگ تمام شده بود ملتها و دولتها سرگرم جمع و جور کردن خود بودند, وقتي براي برگزاري مسابقات و تماشاي آن نداشتند به همين جهت دو دوره بازيها برگزار نشد! قهرمانان دوره های مسابقات جام جهانی
چند نکته از مسابقه های جام جهانی فوتبال
به عشق ایران دروغ گفتم
فریدون!چطور شد که به عنوان اولین لژیونر تیم ملی در اردو حاضر شدی؟ من از زمان برگزاری اردوی سوییس آگاه بودم از این رو با برانکو هماهنگ کردم و پس از تماس تلفنی با ایشان طبق برنامه در سوییس حاضر شدم. جدایی ات از کایزرسلاترن چگونه بود؟ مراسم خوبی بود.در بازی با بایرن مونیخ به طور رسمی از همبازی هایم خداحافظی کردم و با توجه به قراردادم از تیم جدا شدم. هواداران واقعا به خوبی از من استقبال کردند و با سر دادن شعارهای << فریدون بمان >> از من حمایت کردند. اما من تصمیم خود را گرفته ام. اکنون وضعیت بدنی ات چطور است؟ خوب و آماده ام و حتی می توانم برای تیم ملی هم بازی کنم چون پایم کاملا خوب شده است. پس چرا در هفته ی پایانی برای تیمت بازی نکردی و به اردوی سوییس پیوستی؟ حضور در ترکیب تیم ملی برایم بسیار مهم است. من هم مثل خیلی از فوتبالیست ها آرزو دارم در جام جهانی حاضر شوم و برای تیم ملی کشورم بازی کنم. ضمن اینکه با توجه به حساس بودن دیدار کایزرسلاترن مقابل وولفسبورگ ممکن بود دچار مصدومیت شوم. و البته من اشتباه نمی کنم و این بازی کاملا خشن و در گیرانه بود. و چند بازیکن کارت گرفته اند. از این رو تصمیم گرفتم به مربی ام در کایزرسلاترن دروغ بگویم. من از دروغ گفتن بدم می آید ولی فقط به خاطر تیم ملی و جام جهانی به مربی ام به دروغ گفتم پای چپم هنوز هم مصدوم است و به بازی هفته ی پایانی نمی رسم!!! نظرت راجع به مصدومیت نیکبخت واحدی و جباری چیست؟؟؟ هر ورزشکاری از مصدوم شدن رنج می برد. من هم این موضوع را کاملا درک می کنم. نیکبخت واقعا از این مصدومیت ناراحت شده چون او هم دوست داشت در جام جهانی 2006 آلمان حاضر باشد.اما من جباری را نمی شناسم. در فصل جدید به کدام تیم می پیوندی؟؟ دو سه پیشنهاد از باشگاه های خوب و معتبر دردست دارم که هنوز نام هیچ کدام را مطرح نمی کنم. اما مطمین باشید در سال جدید به تیم مورد علاقه ام در بوندس لیگا می پیوندم. به نظر شما ایران در جام جهانی موفق می شود؟ حتما!!! اگر قرار باشد از حالا به شکست فکر کنیم حضور در جام جهانی بی فایده است. ما تمام اعضای تیم به کسب موفقیت فکر می کنیم.
فریدون دیروز به جمع فوتبالیست ها ی تیم ملی پیوست(چه جمله ی ادبی گفتم!!!) به نوشته منابع نزدیک به باشگاه کایزرسلاترن جدایى فریدون زندى هافبک ایرانى این تیم قطعى است. او که در انتظار درخشش در جام جهانى براى حضور در یک تیم بهتر است، به دلیل مشکلاتى که با هر دو مربى FCK داشته است، در این تیم با مشکل روبه رو است. دیروز گفته شد زندى به احتمال زیاد به تیم آلمانیا آخن تیم تازه صعود کرده به بوندس لیگاى یک مى پیوندد. جایى که «دیتر هکینگ» مربى سابق او در تیم لوبک جایى که زندى خود را به آلمان نشان داد، مربیگرى مى کند و مى تواند یک ستون محکم براى تکیه باشد.
یادش بخیر !! تو فرودگاه اولین باری بود که فری رو دیدم!و اولین عکسی بود که ازش گرفتم.........
و اینکه اطلاع دارید که باشگاه کایزرسلاترن پرونده ی اخراجی فری رو صادر کرد و گفت دیگر در هیچ شرایطی حاضر نیست فری رو تو اوون تیم قبول کنه!!شرم اوره!!فری باید خیلی زود تر از این ها از اون باشگاه میرفت که مردم فکر نکنن که فری بازیکنه بدیه!فکر کنن باشگاه کایزرسلاترن بده!!حالا دیگه روز نامه ها بازم یه موضوع جدید دستشون اوومد!خدا رحم کنه................!
نوازى: زندى در حد تیم ملى نیست!
تو هم مثل خیلى ها امیدوار بودى که به تیم ملى دعوت شوى ، اینطور نیست؟
یه فیلم از فری!
Play Video | Mail to Friend | Save to My Web
This video may be subject to copyright.
رو عکس فیلم کلیک کنید دانلود میشه شاید این سوال کلیشه ای باشد.....در حالی که امروز 27 ساله می شوی چه آرزویی در جشن تولدت داری؟ سلامتی برای خودم و خانواده ام و ایدوارم در جام جهانی به تیم ملی کمک کنم. در این لحظه چه حسی داری؟ بله؟ برایش توضیح می دهیم در این لحظه و تولد جدید چیست؟ خب هر تولدی برای انسان جدابیت های خاص خودش را دارد. برای من هم همینطور. جشن هم می گیری؟ بله....یک جشن کوچک با حضور مادرم و چند دوست صمیمی. دوستان فوتبالی چطور؟ این دوستان صمیمی که گفتم فوتبای هستند. حمید آلتینتوپ دوست صمیمی من است.ضمن اینکه انگل هارت هافبک تیم ملی آلمان و کارستن یارکن مهاجم سابق بایرن هم در جشن من حضور دارند. حالا چرا اینقدر جشن تولدت خلوت است؟ زیاد هم خلوت نیست. بهترین دوستانم در آن حاضرند. از سالی که گذشت بگو! زیاد خوب نبود. چرا؟ در سالی که گذشت روزهای خوبی نداشتم.در تیم باشگاهیم سه بار مربیان تیم عوض شدند. در کدام باشگاه چنین اتفاقی رخ می دهد؟ ولی این شرایط برای همه ی بازیکنان یکسان بود. بله...من هم موافقم. معتقدم تمام بچه های ما شرایط بد دارند. ممکن است در لاترن بمانی؟ اصلا امکان ندارد. ماندید چطور؟ Aاگر در بوندس لیگای نه...من تصمیم را گرفته ام و باشگاه جدیدم را هم تقریبا انتخاب کرده ام.. کجا می روی؟ فعلا نمی خواهم اسمی از باشگاه جدید ببرم. خب کدام کشور؟ از اسپانیا ...آلمان و اتریش پیشنهاد داشته ام. ولی باشگاه آینده ی من اشپانیایی است. اسمش را نمی گویی؟ نه! ظاهرا این باشگاه در جام یوفا حضور دارد........ بله...فکر می کنم دیگر از آن حرف نزنیم بهتر باشد. سویا نیست؟ گفتم که بعدا در باره اش حرف می زنیم. قبل از جام جهانی قراردادت را امضا می کنی؟ نه. صبر می کنم بعد از جام جهانی چون اعتبارم بالاتر می رود. گفتی به نظر تو تیم ملی در جام جهانی...در آلمان موفق می شود؟ پیش بینی و حرف زدن در مورد این مساله خیلی سخت است و فقط می توانم آرزوی موفقیت کنم. شرایط تو در کایزرسلاترن موقعیت ات در تیم برانکو را به خطر نمی اندازد؟ اگر من در تیم ملی باشم یا نه به نظر مربی بستگی دارد ولی فکر می کنم بازیکن در تمرینات باید آماده باشد. اگر برانکو در جام جهانی به تو بازی ندهد چه می کنی؟ برانکو مربی تیم است و به نظرش احترام می گذارم. فریدون زندی دوست دارد در کدام منطقه زمین بازی کند؟ من همیشه در سمت چپ بودم و هم مرکز زمین اما بیشتر یک بازیکن مر کزی ام و معمولا در این منطقه راحت تر بازی می کنم. اینجا راحت تر هم گل می زنم. حالا که به جام جهانی نزدیک می شویم رقبای تو هم شرایط خوبی دارند.منیعی در اوج قرار دارد. نیکبخت روی فرم آمده ....ضمن اینکه معدنچی هم شانس دارد..... من به همه ی رقبایم احترام می گدارم ولی باید قبول کرد این مقایسه ی درستی نیست. چون بوندس لیگا و لیگ ایران با هم فرق دارند. یعنی بازیکنی که در لیگ ایران می درخشد حق ندارد به تیم ملی برود؟ نه...اصلا منظورم این نبود. آنها هم حق دارند در تیم ملی باشند ولی مقایسه درست نیست. شاید نیکبخت جدی ترین رقیب تو باشد نظرت در مورد رقابت با نیکی چیست؟ نیکبخت در پستی که بازی می کند خیلی خوب است و حقش هم حضور در تیم ملی است. خب من برای حضور در تیم ملی از او خوش شانس تر بودم. از وقتی که حاضر شدی برای تیم ملی بازی کنی برخورد کسانی که در آلمان هستند با تو تغییر کرده؟ من مدارج فوتبالی را در آلمان گذراندم و با سرمایه و هزینه ی آنها رشد کردم...اینکه من با این شرایط تیم ملی ایران را انتخاب کردم برای آنها خوشایند نبود. این نکته در فوتبالت در آنجا هم تاثیر گذاشت؟ بله....به نوعی مسوولان باشگاه کایزرسلاترن هم از این قضیه ناراحت شدند. از تصمیمت پشیمان نیستی؟ نه! من ایران را با علاقه انتخاب کردم و سر حرفم هم هستم. پس شرایط تو در آلمان بعد از ماجرای ایران بدتر شد؟ تا حدی بله. برای همین هم دیگر علاقه ندارم در کشور آلمان فوتبال بازی کنم. از مصدومیت اخیرت بگو.... کشاله ران پایم مصدوم شده. مثل مصدومیت مهدوی کیا. ممکن است جراحی کنی؟ نه....فکر نمی کنم کارم به آنجاها کشیده شود. برخورد مردم آلمان هم با تو بد شده است؟ من زیاد با آلمانی ها ارتباط ندارم. اکثر دوستان من دورگه هستند. در واقع باید بگویم رابطه ام با آلمانی ها خیلی معمولی است. به تغییر در زندگی ات فکر کرده ای؟ یعنی چه؟ مثلا ازدواج؟ اوه نه! (با خنده!) چرا؟ هنوز نه هیچ زنی در زندگی فریدون وجود ندارد؟ نه.من تنهام. هیچ زنی هم در زندگی من نیست. چقدر با صراحت در این مورد حرف می زنی؟ در حال حاضر به فوتبال فکر می کنم و می خواهم همچنان در آن پیشرفت کنم. با این شرایط نمی توانم به ازدواج فکر کنم. ارتباط ات با لژیونر های دیگر چطور است؟ با هاشمیان و مهدی خیلی صمیمی ام. ولی با علی کریمی حتی ارتباط تلفنی هم ندارم. دلیل خاصی دارد؟ نه...اصلا. علی یکی از بهترین فوتبالیست های ایرانی است. چرا کم مصاحبه می کنی؟ دلیلش رفتار عجیب بعضی از روزنامه هاست.آنها اکثر اوقات در مورد من دروغ می نویسند. ولی خیلی از آنها زمانی که می خواستی برای ایران بازی کنی حمایتت کردند. من هم گفتم بعضی از آنها کارهای عجیب می کنند. در مقطعی از این فصل شایعه ی حضور تو در یک تیم ایرانی شنیده می شد. بله. صحبت هایی بود. حتی می گفتند تو می خواهی با سایپا و حتی پرسپولیس قرارداد ببندی....... نه! من هنوز می خواهم در اروپا بازی کنم. اگر یک پیشنهاد مالی فوق العاده از ایران داشته باشی چطور؟ اگر می خواستم به پول اهمیت بدهم وقتی از اماراتی ها به من پیشنهاد خیلی خوب دادند به آنجا می رفتم.من می خواهم هنوز پیشرفت کنم. چه وقت تو را در ایران می بینیم؟ مطمین باشید روزی به ایران می آیم.شاید در ایران فوتبال هم بازی کنم. پس برای زندگی به ایران می آیی؟ شاید در دوران بازنشستگی. حرف خاصی برای گفتن نداری؟ امیدوارم تیم ملی به دور دوم جام جهانی صعود کند و من بتوانم به آنها کمک کنم. فریدون امروز 27 ساله می شود و خودش هم می گوید دنبال تحول است وقتی شمع ها را فوت می کند آرزویش موفقیت همراه تیم ملی در جام جهانی است.
مرسی ژامک جون!
مشكل پيش آمده براى بال راست ايرانى هامبورگ آنقدر پيچيده شده و آنقدر در مطبوعات آلمان سر و صدا كرده است كه حتى شبكه هاى تلويزيونى اين كشور هم تحريك به پيگيرى اين ماجرا شده اند.
روز شنبه شبكه ARD در گزارشى طولانى به بررسى اين موضوع پرداخت. گزارشگر اين شبكه همراه با تصويربرداران ARD به خانه سميرا رفتند تا با او صحبت كنند و ماجرا را از زبان خود او جويا شوند. سميرا در ابتدا ماجراى آشنايى با مهدى و سپس ازدواجش با او را تعريف كرد كه حرف هايش تقريباً همانى بود كه به نشريه بيلد گفته بود. البته بعضى از حرف هاى او جديد بود. سميرا باز هم ادعا كرد كه همسر قانونى مهدى مهدوى كيا است و مى گويد مهدوى كيا پس از بچه دار شدنشان او را رها كرده و حاضر نيست به او خرجى بدهد. در حالى كه دوربين ARD باغچه زيباى خانه مجلل سميرا را نشان مى داد سميرا گفت: «از اين وضعيت خسته شده ام بايد تكليف من زودتر مشخص شود. وكيل گرفته ام تا تمام حق و حقوقم را از مهدى بگيرد.» طبق آنچه گزارشگر بيلد در ادامه صحبت هاى سميرا گفت با شكايت او از مهدوى كيا كار آنها به دادگاه مى كشد و به احتمال بسيار زياد دادگاه به نفع سميرا رأى مى دهد تا موشك هامبورگ بازنده بى چون و چراى اين بازى تلخ يا شايد اين بازى ناخواسته باشد. در صورتى كه رأى نهايى دادگاه به نفع همسر دوم مهدوى كيا صادر شود سميرا ماهيانه پولى معادل ۲۰ تا ۳۰ هزار يورو از مهدى درخواست مى كند كه در اين صورت او مجبور به پرداخت اين مقدار پول است. البته قطعاً مهدى هم بيكار نمى نشيند و با استخدام وكيلى مجرب سعى مى كند تا نتيجه اين بازى را به نفع خودش به پايان برساند. مهدى باز هم در يك اظهار نظر مجدد ادعا كرده كه سميرا همسر او نيست. مهدوى كيا در اين باره مى گويد: «تكذيب مى كنم، تمام اينها دسيسه هاى سميرا براى اخاذى از من است باز هم تأكيد مى كنم كه تمام اين كارها فقط با هدف برهم زدن آرامش فكرى من و به هم ريختن خانواده و زندگى من است.» با تمام اين اوصاف گزارش شبكه ARD هم همچون گزارش هاى نشريه بيلد عجيب و بودار به نظر مى رسد. اينكه چرا بايد يك شبكه تلويزيونى معروف وقت يك برنامه ۹۰ دقيقه اى خود كه هميشه به دنبال مصاحبه و تهيه گزارش از چهره هاى سرشناس است را به گفت و گو با زنى كه گفته مى شود همسر دوم مهدوى كيا است اختصاص دهد جاى سؤال دارد. هيچ بعيد نيست تا دختر جوان دكتر... با پرداخت مبلغى هنگفت به مسؤولان اين شبكه آنها را متقاعد به پخش اين گزارش كرده است كه تا آنجايى كه مى شود خود را بى گناه جلوه دهد. پس از ماجراى به وجود آمده تمام لژيونرها با مهدى تماس گرفته اند و سعى كردند با صحبت با مهدى به او دلدارى دهند. در اين ميان فريدون زندى اولين كسى بود كه با مهدى تماس گرفت و به او دلدارى داد. گفته مى شود زندى توسط يكى از هم تيمى هايش در كايزرسلاترن از ماجراى به وجود آمده براى مهدوى كيا باخبر شده است كه البته زندى هم چند وقت پيش نزديك بود تا در مخمصه اى مشابه گرفتار شود ولى در نهايت فريدون از تله يك مانكن ايرانى _ آلمانى كه قصد فريب او را داشت فرار كرد. پس از آنكه مطبوعات ايران به استناد مطالب منتشر شده در بيلد به پيگيرى اين موضوع پرداختند به اين نتيجه رسيدند كه اعتماد به نشريات آلمانى و انعكاس اخبار كذب آنها نتيجه اى جز تخريب روحيه مهدوى كيا و تضعيف تيم ملى ندارد. به همين دليل بود كه مسؤولان نشريات ورزشى ايران متفق القول تصميم به تحريم روزنامه بيلد گرفتند و اعلام كردند كه مطالب چاپ شده در اين روزنامه از نظر آنها فاقد اعتبار است. به هر حال اين تصميم بدون شك فقط در حمايت از بال راست تيم ملى ايران گرفته شده است تا در آستانه حضور ايران در جام جهانى مهدوى كيا با افت روحى كمترى روبرو شود.
سلام دوستان گلم:
خوبید؟!اره خوبید مطمن هستم که خوبید!بچه ها امروز بهترین روزه!روزه تولد فری!فری ۲۷ ساله شد.تولدش مبارک!امیدوارم ۴۰۰ ساله دیگه عمر کنه!و لازم هستش بگم که امیدوارم به تمامه ارزو هات برسی!و مشکلاتت برای همیشه حل بشه و به یه تیم عالییییییییی بری!وای بچه ها نمیدونم چطوری باید خوشحالیمو توصیف کنم.......
!تولدت مبارک!
سلام دوستان گلم همگی خوبید؟فردا۶/۲/۱۳۸۵تولد فریدونه!!فریدون ۱ سال بزرگتر شد!به همین جهت روزنامه ی ((گل))هفته ی دیگه یه مصاحبه از فری به مناسبت تولدش میذاره !حتما بخریدش!
فریدون امروز هم به دکتر رفت و مثه اینکه یه امپول دیگه زد و حالش خیلی بهتره!و اینم بگم به جز اینکه فری یه۲۰ روز دیگه میاد ایران تابستون بعد از جام جهانی قراره فریدون به همراه برادر و پدر و مادرش بیان ایران !!من حتما مصاحبه ی فری با روز نامه ی((گل)) رو اینجا براتون میذارم.مثه اینکه یه عکس ها یی از فری میخواد توش چاپ کنه که هیچ کی ندیدتش (از بچگی هاش). خوب دیگه من برم ....مزاحمتون نمیشم....فعلا بای فریدون خطاب به لاترنی ها: به خاطر شما جام جهانی را از دست نمی دهم! فریدون زندی مدتی است به علت مصدومیت قادر به تمرین کردن نیست. با توجه به این موضوع مسولان باشگاه کایزرسلاترن روز جمعه قصد داشتند به وی کورتیزون تزریق کنند تا به بازی مقابل هانوفر برسد! اما فری با مخالفت شدید اجازه ی این کار را نداده و گفته: باشگاهی که در تمام فصل پشت مرا خالی کرده و در بدترین شرایط حمایتم نکرده حالا خیلی غیر منطقی است که چنین درخواستی از من بکند!! من به هیچ عنوان کورتیزون مصرف نمی کنم و قصد دارم آنقدر فیزیوتراپی انجام دهم تا به طور معمولی مصدومیتم بر طرف شود! در ضمن تا جام جهانی خیلی نمانده و قصد ندارم با زور در آلمان بازی کنم تا جام جهانی را از دست بدهم!! فریدون استارت زد!
فری که مدتی بود به علت مصدومیت فقط فیزیوتراپی می کرد از روز پنجشنبه تمرینات سبک خود را آغاز کرد. فریدون این روزها علاوه بر تمرینات فیزیوتراپی دور زمین هم نرم می دود تا بدنش در شرایط خوب باقی بماند!
لباس تیم ملی در جام جهانی تا جام جهانی فقط ۴۵ روز مونده!!اخ جوووون!! |
فهرست اصلی
آرشیو مطالب
هفته چهارم دی 1385
هفته دوم دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته سوم تیر 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته دوم خرداد 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by onlyzandi.Blogfa.com